حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2442
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كدورتهاى خانوادگى ، كه از قديم بين برادرها ايجاد ميشد ، همآهنگى و وفاق را در خانواده اشكانى داخل كنم . از اين نظر ، برادرم پاكر پادشاه ماد ( يعنى آذربايجان ) گرديد و تيرداد ، كه در حضور شما است ، با اقدام من پادشاه ارمنستان و داراى مقامى شد ، كه در دولت پارت مقام سوّم است ( از اينجا بايد استنباط كرد كه مقام اوّل سلطنت اشكانى بوده ، دوّم سلطنت آذربايجان و سوّم سلطنت ارمنستان . م . ) . با اين ترتيب مسائل خانوادگى را با صلح و مسالمت طورى حلّ كردم ، كه نفاق را از خانواده اشكانى برانداختم . روميها نميخواهند چنين باشد و صلحى را ، كه هيچگاه بهم نزدهاند ، مگر بر ضرر خودشان ، اكنون هم بر خرابى خودشان مختل ساختند . انكار نميكنم : من ترجيح دادم حقوقى را ، كه از نياكان من به من رسيده ، بوسيله انصاف حفظ كنم نه با خونريزى ، با مذاكرات نگاهدارم نه با اسلحه . اگر بردبارى من خطائى بود ، شجاعت من آن را جبران خواهد كرد . نيروى شما دستنخورده برجا است . از نام شما چيزى نكاسته ، بل به عكس با رفتار من شما بر شهرت نيرو و دلاوريتان ، اعتبار اعتدال و ميانهروى را افزودهايد و اعتدال چيزى نيست ، كه مقتدرترين كسى در ميان مردمان از آن مستغنى باشد . اعتدال چيزى است ، كه خدايان با نظر عنايت بدان مينگرند » . پس از اين نطق ، بلاش تاج را برداشته بر سر تيرداد گذارد و اعلام كرد ، كه او پادشاه ارمنستان است . در همينوقت او ، منهزس « 1 » سردار پارتى و مونوبازوس پادشاه آديابن را مأمور كرد ، كه حركت كرده تيگران را از ارمنستان برانند ، تا اينكه خودش بنزاع گرگان خاتمه داده با قشونى نيرومند به طرف فرات برود و ايالات رومى را تهديد كند ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 15 ، بند 2 ) . پس از آن منهزس با مونوبازوس به طرف ارمنستان رفته تيگرانثرتا « 2 » را ، كه پس از خرابشدن آرتاكساتا پايتخت بود ، محاصره كردند ( همانجا ، بند 4 ) و خود بلاش تا نصيبين پيش رفت ( همانجا ، بند 5 ) و از آنجا ارمنستان و سوريّه را در
--> ( 1 ) - Monaeses . ( 2 ) - Tigranocerta .